متن دلخواه شما
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:18 | بازدید : 81 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )
می شود قرمز چراغ و من نگاهت می کنم
من نگاه چشم تو در کهنه عکست می کنم
خاطراتم با تو انگاری همین دیروز بود
با صدای خسته ام از نو صدایت می کنم
می گذارد رادیو آهنگ غمگین بنان
با غم آهنگ او از اشک خیست می کنم
این چراغ لعنتی از نو دوباره سبز شد
همزمان با آن ولی من یاد چشمت می کنم
دل شده دلتنگ تو در این هجوم غمگسار

گریه ها از دوری ات من بر مزارت می کنم


محمدصادق رزمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:18 | بازدید : 86 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )

می رسد از خیمه ها فریاد یاران العطش
آسمان کربلا با ابر و باران العطش
غیرتش جوش آمده عباس از دست فرات
می رود با نیزه اش او سوی میدان العطش
می کُشد از دشمنان او با تمام غیرتش
 مشک خود پر میکند از آب و گریان العطش
سوی خیمه می رود با مشک پر آب فرات
می خورد تیر عدو  بر زخم دستان العطش
دست و بازوی عمو دیگر نبودش جای خود
آب هم گریان شده بر حال اینان العطش
یادش آمد تشنگی در خیمه ها آن بچه ها
مشک خود را می زند آخر به دندان العطش
ناگهان با تیر دشمن مشک او هم پاره شد
تیر دیگر می خورد بر قلب ایشان العطش
درد سختی می نهد آن تیر اول بر دلش
او چگونه بنگرد بر عمق چشمان العطش

ای حسین جان خون ز چشمان برادر پاک کن
تا ببیند چشم او آن ماه تابان العطش
پیکر عباس را با خود مبر در خیمه ها
او خجالت می کشد از روی طفلان العطش


محمدصادق رزمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:18 | بازدید : 85 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )
من هنوزم مات تصویر توام بانوی من
از غمت پیرم ولی پیر توام بانوی من
من دلم از چشم تو دارد تمام غصه ها
در دلم من با غمت گیر تو ام بانوی من
آفریده قلب من را در ره دردت خدا
از غمت در دام تدبیر توام بانوی من
با هزاران موی خود تسخیر قلبم می کنی
من همیشه تحت تسخیر توام بانوی من
خواب می بینم که می آیی ولی تعبیر نیست

بین رویاها فقط دنبال تعبیر توام بانوی من


محمدصادق رزمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:18 | بازدید : 80 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )
از غم چشمان تو شرجی به چشمم می زند
در دلم از غصه ات دردی به زخمم می زند

طعم شیرین لبت مانند خرمای جنوب

حسرت بوسیدنش دارد به قلبم می زند
چشم بوشهری من از نو دوباره خیس شد
اشک من باران شده دارد به شعرم می زند
با غمت غمگین ترین آهنگ دشتی می شوم
شروه می خواند غمت دارد به مغزم می زند
با کمند موی خود آخر به مرگم می دهی

موی تو قاتل شده دارد که دارم می زند
این غروب و ساحلش آخر مرا دق می دهد

از دوباره خودکشی دارد به فکرم می زند


محمدصادق رزمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:18 | بازدید : 98 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )
با غمت من در دلم احساس دردی می کنم
همچو پاییز و خزان احساس زردی می کنم
یاد دستانت بخیر روزی زمستان گرم بود
بی حضور دست تو احساس سردی می کنم
من وفادارم به تو حتی در این تنهایی ام
اینچنین در قلب خود احساس مردی می کنم
خط صافی شد دلم در این نوار لعنتی
مثل برگی در خزان دارم نبردی می کنم
از تپش افتاده آخر قلب من از دوری ات

عاقبت با روح خود بالا بلندی می کنم


محمدصادق رزمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:03 | بازدید : 98 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:03 | بازدید : 119 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:03 | بازدید : 112 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:03 | بازدید : 98 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 04 آبان 1394 ساعت 14:03 | بازدید : 91 | نوشته ‌شده به دست erfanolyaee | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آخرین عناوین مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران